تبليغاتX
دانلود بازی فلش

دانلود بازی فلش

بازی آنلاین

دانلود کلیپ کشتن الاغ در ایران

دانلود کلیپ موبایل ناراحت کننده و البته عجیب از کشتن الاغ در ایران که با فرمت مخصوص موبایل آماده دانلود شده استدانلود کلیپ کشتن الاغ در ایران


دانلود کلیپ کشتن الاغ در ایران لینک دانلود
دانلود کلیپ کشتن الاغ در ایران حجم : ۱٫۱۹ مگابایت
دانلود کلیپ کشتن الاغ در ایران پسورد : www.davoodonline.com
دانلود کلیپ کشتن الاغ در ایران

برچسب‌ها: دانلود, کلیپ, کشتن, الاغ, ایران

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 1:49  توسط هما  | 

با خود پیمان ببندیم

با خود پیمان ببندیم

http://davoodonline.com

با خود پیمان ببندید
آنقدر قوی شوید که هیچ چیز و هیچ چیز و هیچ چیز آرامش ذهنیتان را به هم نریزد.
با خود پیمان ببندید
در هر گفتگویی کلامی از سلامتی شادی و ثروت را بر زبان جاری سازید.
باخود پیمان ببندید
همواره تواناییهای دوستانتان را به آنها یادآور شوید (حس خوب مفید بودن را برای دوستانتان بوجود آورید)

با خود پیمان ببندید
نیمه روشن هر چیزی را بنگرید، آنگاه تاریکی کنار رفته و روئیاهایتان تحقق می‌یابد.
با خود پیمان ببندید
به بهترین فکر کنید، برای بهترین کار کنید و فقط بهترین را بخواهید.
با خود پیمان ببندید
مشتاق موفقیت دیگران باشید، آنچنان که گویی آن موفقیت از آن شماست.
با خود پیمان ببندید
اشتباهات گذشته را فراموش کنید و به سوی دست‌یافته‌های بزرگتر در آینده حرکت کنید.
با خود پیمان ببندید
به تمام موجودات زنده با لبخند نگاه کنید.
با خود پیمان ببندید
آنقدر برای رشد و تعالی خود زمان صرف کنید، تا دیگر زمانی برای انتقاد کردن از دیگران نداشته باشید.
با خود پیمان ببندید
برای ناراحتی صبور، برای ترس قوی و در برابر خشم متین باشید.
با خود پیمان ببندید
که بهترین باشید و به دنیا بگویید که بهترین هستید.

تا زمانی که اعمالت بهترین بودن تو را حفظ می کند تمام کائنات گویی که در دستان توست.

با خود پیمان ببندیم که همانگونه که خدا میخواهد باشیم


 





برچسب‌ها: خود, پیمان, ببندیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 21:39  توسط هما  | 

دوره های تمرین شكیبایی را ایجاد كنید

«دوره های تمرین شكیبایی» را ایجاد كنید

صبر و شكیبایی خصیصه ای قلبی است كه می توان با تمرین دقیق آن را به مقدار زیاد گسترش داد. راه مؤثری كه من برای عمق بخشیدن به شكیبایی خود پیدا كرده ام ایجاد دوره های تمرین عملی است – زمان هایی كه برای تمرین هنر شكیبایی در ذهنم سازماندهی می كنم. زندگی خود به كلاس درس تبدیل می شود و برنامه درسی آن شكیبایی است.

می توانید تمرین را با زمان كوتاه پنج دقیقه ای آغاز كنید و به مرور زمان، ظرفیت شكیبایی تان  را بالا ببرید. با گفتن «بسیار خوب، در پنج دقیقه بعدی ، به خودم اجازه نمی دهم چیزی مرا ناراحت كند. شكیبا خواهم بود.» با خودتان كار را شروع كنید. آنچه كه خواهید فهمید واقعاً شگفت انگیز است. نیّت شما برای شكیبا بودن، به ویژه اگر بدانید كه آن شكیبایی فقط برای مدت كوتاهی است، بی درنگ توان شكیبایی تان را تقویت می كند. شكیبایی یكی از آن خصیصه های ویژه است كه در واقع موفقیت از خود آن تغذیه می كند. وقتی كه به موفقیت های كوچكی دست می یابید – پنج دقیقه شكیبایی موفقیت آمیز – در واقع این نكته را می بینید كه توان شكیبا بودن را حتـّی برای دوره های زمانی طولانی تر دارید. با گذشت زمان، حتی ممكن است به یك شخص شكیبا تبدیل شوید.

من چون فرندان كوچكی در خانه دارم، امكان زیادی برای تمرین هنر شكیبایی برایم فراهم است. برای نمونه، روزی كه هر دو دخترم، هنگامی كه می خواهم  تلفن های مهم بزنم، مرا سؤال پیچ می كنند، به خودم می گویم «اكنون زمان مهمی برای شكیبا بودن است. برای نیم ساعت بعد تا آنجا كه امكان دارد شكیبا خواهم بود» (ببینید، من خیلی كار كرده ام كه به نیم ساعت شكیبایی رسیده ام!) از شوخی گذشته، تمرین واقعاً مؤثر است – و در خانواده ما مؤثر بوده است. وقتی كه خونسردی خود را حفظ می كنم و اجازه نمی دهم ناراحت و عصبانی شوم، می توانم با آرامش، ولی با استواری ، رفتار فرزندانم را بسیار مؤثرتر از زمانی هدایت كنم كه عصبانی می شوم. عمل ساده درگیر كردن ذهن خود به شكیبایی ، به من این اجازه را می دهد كه بسیار بیشتر از زمانی كه عصبانی هستم و تمام وقت به این فكر می كنم كه این موضوع قبلاً اتفاق افتاده و خود را قربانی می دانم، در لحظه حاضر باقی بمانم. مهمتر آن كه، احساسات صبورانه من اغلب مسری هستند – این احساسات روی بچه ها اثر می گذارند و آنها نیز بعد خود متقاعد می شوند كه اذیت كردن بابا كار جالبی نیست.

شكیبا بودن به من این امكان را می دهد كه دیدگاه خود را حفظ كنم. من می توانم حتی در گیرودار وضعیتی مشكل به یاد آورم كه آنچه جلو رویم قرار دارد - چالش فعلی من - «زندگی یا مرگ» نیست، بلكه فقط مشكل كوچكی است كه باید به آن رسیدگی كرد. بدون شكیبایی، همین ماجرا می تواند به یك حادثه بزرگ همراه با فریاد، سرخوردگی، احساسات جریحه دار و فشارخون بالا تبدیل شود.

ناشكیبایی ارزش این همه دردسر را ندارد. شما چه مجبور باشید با فرزندان و یا رئیس تان و چه با یك شخص یا موقعیت سخت سر و كله بزنید – اگر نمی خواهید كه «برای چیزهای كم اهمیت حرص بخورید» - برای شروع، بالا بردن سطح شكیبایی راهی عالی است.


دوره های تمرین شكیبایی را ایجاد كنید





برچسب‌ها: دوره, تمرین, شكیبایی, ایجاد, كنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 20:53  توسط هما  | 

شرح حال زندگی افراد اچ ای وی /ایدز:( مورد پنجم:فرشته ، همسرمحمدمردی که به ویروس آلوده است )

فرشته

فرشته نامزد محمد است.

محمد در اوايل آشنايی با فرشته به او نمی گويد که يک بيمار آلوده به ويروس اچ آی وی است.

فرشته هم که او را خيلی دوست دارد تا مدتها نگران بوده که راز محمد چيست.

تا اين که سرانجام محمد به او خبر می دهد که مبتلا به ويروس اچ آی وی عامل انتقال بيماری ايدز است.

فرشته می گويد: “وقتی گفت که اچ آی وی مثبت دارد. يک طورهايی راحت شدم. چون احساس کردم مسئله ای نيست. هرکسی می تواند داشته باشد. ولی چيزی که در ذهن من بود اين بود که فکر می کردم او همسری دارد يا بچه ای دارد و من ترس داشتم و نمی خواستم اين موضوع را بشنوم. الان خيلی از زندگيم راضيم. خيلی خوشحالم که با محمد آشنا شدم و خيلی متاسفم که جامعه اين مسله را نتوانسته درک کند. برای همين احساس می کنم او هنوز رودربايستی يا ترس دارد. اما من به هيچ عنوان ترسی ندارم. دوست دارم آنقدر کمکش کنم که اين ترس از ذهنش بيرون بيايد.”

او در مورد واکنش مردم به ايدز و افرادی که با اين بيماری زندگی می کنند می گويد:” الان احساس ترحم به آنها دارم نه به محمد. دلم می خواهد با آنها حرف بزنم و به آنها بگويم برويد آگاهی پيدا کنيد. دلم می خواهد کمکشان کنم چون ممکن است اين مسئله برای خودشان هم پيش بيايد. بهتر است خودشان هم پيشگيری کنند.”

فرشته در ادامه می گويد: “خانواده من هنوز از اين مسئله اطلاعی ندارند. پدر و مادر من از نسل ديروزند و نمی تواند اين جور چيز ها را سريع هضم کنند و بپذيرند. با جوانها و نسل امروز راحت تر می شود ارتباط برقرار کرد و اين کار را حتما می کنم. به هيچ عنوان نظرم برنمی گردد. بخاطر اين که محمد اچ آی وی دارد. می دانم که مادرم ممکن است برايم نگران شود و نتواند اين مسئله را بپذيرد . ولی من چون در اين مورد آگاهی دارم، هيچ ترسی ندارم. اما ممکن است مادرم حتی بخواهد که مرا از ازدواج با محمد منصرف کند. ولی هيچ جيزی باعث نمی شود که من بخواهم محمد را ترک کنم يا او را از دست بدهم چون اصلا نمی توانم بپذيرم که يک روزی بخواهم محمد را از دست بدهم. چون خيلی دوستش دارم. عاشقانه دوستش دارم.”

فرشته درباره آينده زندگی مشترک خود با محمد می گويد: “من دوست ندارم هيچوقت بچه دار بشوم. متوجه شده ام که او هم هيچوقت دوست نداشته. از اين بابت خيلی خوشحالم.”
محمد

محمد به ويروس اچ آی وی، عامل انتقال بيماری ايدز، آلوده است.

او می گويد احتمالا از طريق تزريق مواد مخدر با سرنگ آلوده، به اين بيماری مبتلا شده است.

محمد می گويد علی رغم تصور عمومی افرادی که به ايدز مبتلا شده اند هيولا نيستند و او ابتلا به اين بيماری را يک ننگ نمی داند.

او می گويد عدم آگاهی از نحوه سرايت ايدز باعث شده مردم حتی از دست زدن به فردی که به اين بيماری مبتلا است وحشت داشته باشند.

محمد می گويد: “عدم آگاهی باعث می شود که چرخه اين بيماری به خصوص در زندان ها ادامه پيدا کند. به جرات می توانم قسم بخورم که در زندان از يک سرنگ مشترک دویست سيصد نفر استفاده می کنند. از زمانی که فهميدم ايدز دارم ، هيچ کسی را آلوده نکردم. دوست دختری داشتم که می خواست ايدز بگيرد. می خواست برای خودش يک مرگ تراژيک رقم بزند تا به او ترحم کنند و در خانواده بيشتر بپذيرندش. من روزهای اول به او نگفتم که مثبت هستم. او کارهایی می کرد که ايدز بگيرد. مثلا سرنگهای آلوده پيدا می کرد و جلوی خود من می زد. يک روز از او پرسيدم دنبال چه می گردی؟ وقتی به او گفتم ايدز دارم، شوکه شد. باورش نمی شد. از آن به بعد تمام تلاشش اين بود که از من ايدز بگيرد. چون به او احساس داشتم، خيلی برايم دردناک بود. از طريق سکس نتوانست از من بگيرد، اما آمپول ديازپام را ريخت توی نسکافه که من بخوابم تا او بتواند از با سرنگ از رگ من خون بکشد. اما خداوند کمک کرد و او در دقيقه ی نود منصرف شد. “

احمد در ادامه صحبت های خود می گويد: ” اگر واکنش مردم نبود، خيلی راحت می رفتم وسط يک ميدان می ايستادم و راجع به اين مسله خيلی راحت صحبت می کردم. می گفتم آقا! من معتاد بودم، آلوده شدم. تو دوست عزيز اگر معتاد هستی، سعی کن مسائل بهداشتی را رعايت کنی. شما هم که اصلا رفتار پرخطر نداری نبايد فکر کنی همه آدمها آلوده اند. خانواده خودم می دانند و خيلی راحت با اين مسئله کنار آمده اند. با هم زندگی می کنيم و هيچ مشکلی هم نداريم. اما به مادرم نگفتيم. به او گفته ايم من يک مسئله کبدی دارم. خواهر زاده ای دارم که خيلی با او صميمی هستم. مرتب می پرسيد دايی جواب آزمايشت چی شد؟ البته من می دانستم مثبتم اما نمی گفتم. يک بار گفت دايی مثبتی ديگه. گفتم آره!. گفت بی خيال دايی. مثبتی که مثبتی. ما دوستت داريم. “

محمد از عواقب واکنش های نامناسب می گويد:” من موردی را سراغ دارم که يک آقايی در آمريکا خون زده و آلوده شده. وفتی مياد ايران نياز پيدا می کنه به دندان پزشکی مراجعه کند. خيلی با صداقت به پزشک گفته که اچ آی وی مثبت هست. دکتر از مطب بيرونش کرده. دندانپزشک دومی، سومی، چهارمی، پنجمی باز به همين ترتيب رفتار کردند. نوبت به داندان پزشک ششمی که رسيد ديگر نگفت به اچ آی وی آلوده است. راحت نشسته. وقتی يک بيمار احساس امنيت نکند، طبيعی است که عنوان نمی کند که مثبت است. “

محمد اخيرا با خانمی آشنا شده که علی رغم آگاهی از وضعيت محمد رابطه احساسی خود را با او ادامه داده و مبتلا بودن او به ايدز را به راحتی پذيرفته است.

او می گويد: “حس خوبی دارم. نمی دانم اين داستان چه طور اتفاق افتاد. من همه اينها را می گذارم به حساب معجزات الهی. من می خواستم با کسی ازدواج کنم که او هم اچ آی وی مثبت و فقط ۲۳ سال دارد. يک جورهايی نمی شد تا اينکه خداوند ايشان را سر راه من قرار داد و من خيلی خوشحالم از اينکه زندگی جديدی را در کنار ايشان شروع می کنم.”



pezeshk . us


برچسب‌ها: شرح, حال, زندگی, افراد, اچ

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 17:41  توسط هما  | 

مصائب یك ازدواج ، گزارش پشت صحنه نامادری

مصائب یك ازدواج ، گزارش پشت صحنه نامادری
فیلم نامادری


خیابان‌های شهرك غرب را یكی پس از دیگری پشت سر می‌گذارم تا به كوچه‌های آن می‌رسم، كوچه رضایی، كوچه افسون و... به كوچه میلاد می‌رسم، ساعت 13 روز شنبه 28 مهر ماه است. نسیم خنك پاییزی هم در كوچه می‌وزد و هرچند گاهی برگ‌های زرد پاییزی از درختان كوچه به زمین می‌افتد.
وارد یكی از خانه‌ها كه لوكیشن كار است می‌شوم. شخصی از عوامل در راه‌پله ایستاده و با اشاره به من می‌گوید: لطفاً آرام، در راه پله می‌ایستم. مرجان محتشم پشت در خانه ایستاده، شالش را مرتب می‌كند و دیالوگ‌هایش را تمرین می‌كند و بعد از اعلام آمادگی كارگردان داخل خانه می‌شود، درب خانه كه باز می‌شود آتنه فقیه‌نصیری را می‌بینم. گریم صورتش این را نشان می‌دهد كه حالت غمگین دارد. صحنه بار دیگر تكرار می‌شود. یكی از عوامل به من اشاره می‌كند كه داخل شوم. بهاره افشاری اولین شخصی است كه او را می‌شناسم. خودم را معرفی می‌كنم بعد از سلام و احوالپرسی او از جایش بلند می‌شود و جایش را به من می‌دهد. نگاهی به دیگر عوامل می‌اندازم كسی را نمی‌شناسم می‌نشینم تا این صحنه را ضبط كنند.
صدای اصغر نعیمی را می‌شنوم ولی او را نمی‌بینم چون خانه دوبلكس است من در طبقه پایین هستم و او در طبقه بالاو  بعد از چند برداشت صحنه دلخواه او ضبط می‌شود.
با دیگر عوامل آشنا می‌شوم و به طبقه بالای خانه می‌روم. به سمت بالكن خانه هدایت می‌شوم. اصغر نعیمی، آتنه فقیه نصیری، بهاره افشاری و حسین خضویی در مورد پلان‌ها با هم صحبت می‌كنند. خودم را معرفی می‌كنم و بعد به اتفاق به داخل اتاق می‌رویم.
صحنه اول‌

كنار مونیتور اصغر نعیمی می‌ایستم. این اولین صحنه‌ایست كه از نزدیك آن را می‌بینم. آتنه فقیه نصیری وسط اتاق دراز كشیده و درد می‌كشد.سه‌، دو، یك ضبط شروع می‌شود. آتنه با حالت درد نیم‌خیز می‌شود و با گریه كمك می‌خواهد و بعد بار دیگر روی زمین می‌افتد. با دست دو طرف سرش را می‌گیرد و بعد گریه می‌كند. صحنه دو، سه بار تكرار می‌شود بعد از برداشت سوم اصغر نعیمی از آتنه به خاطر گرفتن حس و حالت درست و تأثیربرانگیز تشكر می‌كند.
و بعد صحنه ضبط بعدی آماده می‌شود. به اتفاق اصغر نعیمی بار دیگر روی بالكن می‌رویم.  با او گپ خودمانی در مورد كار می‌زنم و ابراز نارضایتی می‌كنم از اینكه آتنه فقیه‌نصیری و مرجان محتشم مصاحبه نمی‌كنند. او مرا متقاعد می‌كند از اینكه آنها تقریباً با هیچ نشریه‌ای مصاحبه‌ نمی‌كنند.
اسم كار مرا وسوسه می‌كند. او خلاصه‌ای از داستان را برایم تعریف می‌كند. حسین خضویی دستیار كارگردان نیز به جمع ما اضافه می‌شود.  او و نعیمی در مورد تصویرها با هم صحبت می‌كنند. من داخل خانه می‌شوم و به سمت مرجان محتشم می‌روم. انصافاً با برخوردی خوب و در عین‌حال مؤدبانه با من صحبت می‌كند و گپ خودمانی هم با هم می‌زنیم ولی از مصاحبه امتناع می‌ورزد.
ترجیح می‌دهم مزاحمش نشوم. در كنارش می‌نشینم. بهاره افشاری در حالیكه در كنار من ایستاده با دستیارانش در مورد لباس‌های كار صبحت می‌كند. او در این پروژه مسؤولیت طراحی صحنه و لباس را برعهده دارد. این را وقتی با او صحبت می‌كنم می‌فهمم. همچنان چهره‌ای كه از او نه تنها در ذهن من بلكه در ذهن دیگر مخاطبان باقی مانده چهره شیطان در سریال <او یك فرشته بود> است. با او گپی كوتاه در مورد نقش شیطان كه او بازی كرده و امسال هم حامد كمیلی بازی كرد می‌زنیم.
در مورد كم‌كاری‌اش هم حرف‌ می‌زنیم و او می‌گوید ترجیح می‌دهد در بازیگری با وسواس خاص حضور پیدا كند.
صحنه دوم‌

متوجه صفحه مونیتور می‌شوم، آتنه فقیه نصیری لباش را عوض كرده و با صورت بی‌روح و غمگین مقابل آینه نشسته، اصغر نعیمی با صدابردار و تصویربردار صحنه را تنظیم می‌كنند. آتنه فقیه نصیری حالت غمناك صورتش را حفظ می‌كند. بعد از اعلام آمادگی عوامل ، ضبط شروع می‌شود. آتنه همینطور كه به آینه نگاه می‌كند با دست دو طرف سرش را می‌گیرد و ناله می‌كند.نعیمی در این میان كات می‌دهد و به‌‌ آتنه می‌گوید: با ناله‌ای كه می‌كنی حرفی هم بزن، آتنه این بار همان‌طور كه ناله می‌كند دیالوگ ای خدا هم می‌گوید و بعد از جایش بلند می‌شود به سمت درب اتاق حركت می‌كند. بعد از چند برداشت عوامل هم به خاطر حس و حالت او، از او تشكر می‌كنند.
به نظر می‌رسد در این میان اصغر نعیمی فرصت گفت‌وگو داشته باشد. او همینطور كه چایش را می‌خورد برایم صحبت می‌كند: بعد از فیلم سینمایی <وفا> پیشنهاداتی در زمینه كارگردانی فیلم سینمایی داشتم، اما هیچكدام آنها در من انگیزه‌ای ایجاد نكرد. بین من و آقای عباسی‌زاده تهیه‌كننده این كار از گذشته رابطه‌ای وجود داشت تصمیم گرفتیم كاری با هم انجام دهیم. به همین دلیل چند طرح را بررسی كردیم.
بین آنها به طرح نامادری رسیدیم، تلاش كردیم نویسنده حرفه‌ای فیلمنامه كار را بنویسد. با یكی دو نفر مدتی كار كردیم، اما متوجه شدیم حاصل كار از تصور ما دور است. ناچار شدم كار نگارش فیلمنامه را خود به عهده بگیرم. احساس می‌كردم این طرح ویژگی‌های لازم برای ساخته شدن در مدیوم تلویزیون را دارد. این اولین تجربه كاری من در تلویزیون به حساب می‌آید. من از سطح كیفیت تله فیلم‌هایی كه از تلویزیون پخش می‌شود می‌ترسیدم. لذا با خود قرار گذاشتم این كارم ویژگی‌های بصری، پختگی‌های لازم را در بخش داستان‌گویی داشته باشد. یا به عبارتی كاری را بسازم كه بتواند با مخاطب عام و خاص ارتباط برقرار كند. من از حاصل كار برای تلویزیون راضیم. از طرف تهیه‌كننده حمایت‌های لازم در كار شده و اگر فیلمنامه و طرح قوی به من پیشنهاد شود حتماً باز هم در تلویزیون كار می‌كنم عوامل او را برای نظارت صحنه فرا می‌خوانند و او بعد از پایان صحبت‌هایش به سمت آنها می‌رود.
صحنه سوم‌

در این پلان مرجان محتشم مقابل در ایستاده و با استرس و اضطراب وارد اتاق می‌شود و بعد به سمت شیوا كه روی زمین افتاده می‌رود. صحنه چند بار تكرار می‌شود و تا به صحنه دلخواه اصغر نعیمی می‌رسند. بلافاصله صحنه عوض می‌شود.صحنه چهارم‌

در این صحنه بار دیگر لباس آتنه فقیه نصیری عوض می‌شود این بار صورتش آن بی‌روحی را از دست داده است گویا پلان‌های ابتدایی كار را ضبط می‌كنند كه او هنوز درگیر مشكلات نشده. او همانطور كه به آینه نگاه می‌كند غرق در افكار می‌شود.بعد از ضبط این پلان حمیدرضا پگاه وارد خانه می‌شود. بعد از احوالپرسی با او درباره نقشش در این پروژه می‌پرسم.
پگاه در مورد این كار می‌گوید: تقریباً بین متن‌هایی كه به من پیشنهاد می‌شود بهترین‌ها را انتخاب می‌كنم. در مورد فیلمنامه نامادری هم باید بگویم با خوش‌بینی این نقش را انتخاب كردم امیدوارم ماحصل نتیجه كار موردپسند مخاطبان واقع شود. در این فیلم شخصیت پدر خانواده را بازی می‌كنم كه از همسرش جدا شده و درگیر ازدواج بعدی می‌شود. در این بین ماجرایی برای حضانت بچه‌ها برایش به وجود می‌آید و... .
از او تشكر می‌كنم. گروه همچنان مشغول آماده‌سازی صحنه هستند، ساعت 7 شب است و من كم‌كم لوكیشن را ترك می‌كنم.
عوامل فیلم تلویزیونی <نامادری> عبارتند از: كارگردان: اصغر نعیمی، نویسنده فیلمنامه: اصغر ن-عیم-ی، مهدی كیا، تصویر: مسعود كرانی، صدابردار: فرزام منطقی، طراح صحنه و لباس: بهاره افشاری، برنامه‌ریز و دستیار اول كارگردان حسین خضویی، طراح گریم: مهدی شیرازی، مدیر تولید: بهروز هاشمی، گروه كارگردانی: امین پیرحیاتی، محسن نعیمی، منشی صحنه: ندا آصف، مدیر تداركات: امیر تجربه، عكس: جلال حمیدی، گروه تصویر: افشین گودرزی، علی كاسه‌ساز، بهروز سلیمانی، مهدی صفری، گروه صحنه و ل-ب-اس: مسع-ود جعفری، مرتضی قلی‌زاده، جامه‌دار: مهدیه اعظمی، اجرای گریم: مهیار میمی، رامین ظهوری، دستیار صدا: محمد مرتضایی، گروه تداركات: رسول عابدی، محمد ابراهیمی، حمل و نقل: علی نصر، فرزام حسن‌زاده، مجید انسان، حمید یوسفی، بازیگران: آتنه فقیه نصیری، حمیدرضا پگاه، ترلان پروانه، سیمون سیمونیان، علیرضا حسن‌زاده و مرجان محتشم، تهیه‌كننده: حنان فیلم، محصول: سیما فیلم.
منبع : بانی فیلم
 

مصائب یك ازدواج ، گزارش پشت صحنه نامادری





برچسب‌ها: مصائب, یك, ازدواج, گزارش, پشت
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 16:45  توسط هما  | 

ثمره کم حرف زدن



کم حرف زدن
ترجیح نماز بر امتحان
آقا سید محسن جَبَل عامِلی از علمای بزرگ شیعه است، نواده‌ی برادر مرحوم آقا سید جواد، صاحب مفتاح الكرامة است. ایشان در دمشق مدرسه‌ای تأسیس كرده‌اند كه دانش‌آموزان شیعه در آن مدرسه تحت نظر آن جناب تحصیل می‌كنند حاج سید احمد مصطفوی كه یكی از تُجار قم است، گفت من از خود سید محسن اَمین شنیدم كه می‌گفت یكی از تربیت یافتگان مدرسه‌ی ما برای تحصیل علم به آمریكا مسافرت كرد از آنجا نامه‎ای برای من نوشت به این مضمون كه: چند روز پیش شاگردان مدرسه‌ی ما را امتحان می‌كردند من هم برای امتحان رفتم.
مدتی نشستم تا نوبت به من رسید، بسیار طول كشید تا اینكه وقت دیر شد، دیدم اگر بنشینم نمازم فوت می‌شود، از جا حركت كردم كه بروم نماز بخوانم، آنهایی كه در آنجا بودند پرسیدند كجا می‌روی؟ چیزی نمانده كه نوبت تو برسد. گفتم من یك تكلیف دینی دارم وقتش می‌گذرد. گفتند امتحان هم وقتش می‌گذرد، اگر این جلسه برگزار شد، دیگر جلسه‌ای تشكیل نخواهند داد و برای خاطر تو هرگز هیئت ممتحنه جلسه‌ی خصوصی تشكیل نمی‌دهند. گفتم هر چه بادا باد. من از تكلیف دینی خود صرف نظر نمی‌كنم. بالأخره رفتم.
از قضاء هیئت ممتحنه متوجه شده بودند كه من به اندازه‌ی اداء یك وظیفه‌ی دینی غیبت نموده‌ام انصاف داده، اظهار كرده بودند كه چون این شخص در وظیفه‌ی خود جِدّی است، روا نیست كه او را مُعطّل بگذاریم. برای قدردانی از اینكه عمل به وظیفه نموده باید جلسه‌ای خصوصی برایش تشكیل دهیم. این بود كه جلسه‌ی دیگری تشكیل دادند، من حاضر شدم و امتحان دادم. آقای سید محسن امین پس از نقل داستان فرمود من در مدرسه چنین شاگردانی تربیت كرده‌ام كه اگر به دریا بیفتند دامنشان تَر نمی‌شود.1

ثمره ی كم حرف زدن
یك از فضلاء از مرحوم علامه طباطبایی سؤال كرد: چه كنم در نماز حضور قلب داشته باشم؟
مرحوم علامه در پاسخ فرمودند: كم حرف بزن.
پس اگر انسان بخواهد حواسش تمركز یابد و دلش تنها متوجه خدا و محبوبش باشد، باید كم حرف بزند، وقتی زیاد حرف می‏زند توجه‏اش به این سو و آن سو جلب می‏گردد و پراكنده خاطر گشته، نمی‏تواند توجه‏اش را متمركز سازد . پس دوستان خدا سكوت ملازمند، چرا كه دلشان پیوسته متوجه اوست و اگر بخواهند حرف بزنند توجه شان پراكنده می‏گردد.2

دو ركعت نماز برای خدا
نماز
روزی دو شتر بزرگ و چاق برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هدیه آوردند.حضرت به اصحاب خود فرمود: آیا كسی هست در میان شما كه دو ركعت نماز بخواند و در قیام و ركوع و سجود و وضو و خشوع اهتمام به امور دنیا نداشته و در قلب او فكر دنیا نبوده باشد تا من یكی از این دو شتر را به او بدهم؟ كسی جواب نگفت. سه مرتبه این جمله را فرمود. كسی جواب او را نداد مگر علی بن ابی‌طالب (علیه السلام) برخاست و عرض كرد یا رسول الله من می‌خوانم و از اول نماز تا آخر چیزی از دنیا به خاطرم راه نداده فكر دنیا را نمی‌كنم.
رسول خدا: بخوان. علی نماز را خوانده و تمام كرد. جبرئیل نازل شد و عرض كرد یا رسول الله یكی از دو شتر را به علی بده.
رسول خدا: من با علی شرط كرده بودم چیزی از دنیا به قلبش راه ندهد ولی علی در سلام نماز به خاطرش آورد من كدام یكی را بگیرم بزرگش را یا چاقش را.
جبرئیل: یا محمد خداوند می‌فرماید كه علی فكر می‌كرد بزرگ را بگیرم یا چاق را گرفته قربانی كنم و در راه خدا صدقه بدهم و این فكر علی در سلام نماز برای خدا بود، نه برای دنیا. رسول خدا یك شتر از آن دو شتر را به علی (علیه السلام) داد.3

گروه دین و اندیشه





برچسب‌ها: ثمره, کم, حرف, زدن
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 13:43  توسط هما  | 

ویژه نامه بیست و سومین جشنواره بین المللی فیلم فجر

نشست مطبوعاتی فیلم شکوفه های سنگی


لیست عوامل .گالری عکس

مهر- عزیزالله حمیدنژاد، نویسنده و کارگردان در ابتدای نشست با ابراز خوشحالی از اکران فیلم برای منتقدان گفت: این فیلم اثری مستقل از«اشک سرما» بود که زودتر از آن فیلم تولید شد. فیلمنامه «شکوفه‌های سنگی» در سال 81 نوشته شد، اما در سفرهایی که به منطقه داشتم با آشنایی بیشتری که به دست آوردم، آن را بازنویسی کردم. این فیلم به لحاظ فیلمنامه و سبک، کاری غیرکلاسیک و غیرمتعارف است و البته تصویر کردن آن جسارت می‌خواست. سفرهای مختلفی داشتم تا این ایده شکلی قابل تعریف پیدا کند و به نگارش درآید و البته به این هم آگاه بودیم که هرکسی از این فیلمنامه لذت نخواهد برد، چراکه همه چیز در اجرا معنا پیدا می‌کند.

وی در ادامه پیرامون انتخاب بازیگران فیلم گفت: برای انتخاب بازیگران فیلم، شهرهای زیادی را جست‌‌وجو کردیم. مطالعه و تحقیق کردیم و تست گرفتیم و آقای پناهی به لحاظ فیزیک و استعداد، بهترین انتخاب بودند. ما با ایشان تمرین‌های دشواری داشتیم که اگر صبوری و متانت ایشان نبود و نزدیکی‌شان به نقش، کار پیش نمی‌رفت. این‌که چرا سراغ نابازیگران رفته‌‌ام نوع قصه و جغرافیای آن منطقه می‌طلبید و البته بودجه و فرصت زمانی هم که داشتیم در آن تأثیر داشت.

حمید نژاد یک تابلوی نقاشی را زمینه ساز  شکل‌گیری « شکوفه‌های سنگی » دانست و گفت: این نقاشی تصویری از زن و مردی هیزم‌شکن را در خو جای داده بود، این نقاشی، کار آقای فریدون عبداللهی بود و سکانسی که «آدان» آن زن و مرد هیزم‌شکن را می‌بیند و طرح می‌زند روز آخر فیلمبرداری شد. خوب شد که برف می‌بارید چون ما کاملا به فضایی برفی و زمستانی نیاز داشتیم. جا دارد از اقدامات مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تشکر کنم، این نوع سینما نیاز به ریسک و حامی دارد. مرکز این کار را کرد، نه فقط برای من که برای خیلی از فیلم‌ها. در کنار سینمای بدنه و تجاری، این نوع سینمای غیرمتعارف نیز باید جایگاه خود را داشته باشد و بتواند باب جدیدی را باز کند؛ یعنی تولید فیلم غیرمتعارف با بودجه مناسب و اندک.

در ادامه نشست محمد پناهی سردشتی، بازیگر نقش خلیفه میرزا گفت: من تجربه سینمایی نداشتم ولی البته در دوره دبستان و دبیرستان تمرین تئاتر کرده بودم و با توضیحات آقای حمیدنژاد به نقش در «شکوفه‌های سنگی» نزدیک شدم و البته راهنمایی و کمک آقای علی رویین‌تن هم بود.

به گزارش مهر بردیا کیارس، آهنگساز فیلم نیز در مورد ساختار موسیقیایی فیلم گفت: در موسیقی فیلم از آواها و تم‌های محلی کردستان و سازهای محلی استفاده کرده‌ام و نقش اصلی را ساز تنبور و بالابان ایفا می‌کرد. با گفت‌وگوهایی که با آقای حمیدنژاد داشتم، متوجه شدم که ایشان می‌خواهند موسیقی همراه‌کننده فیلم باشد.

همچنین ایرج شفایی، تدوین‌گر فیلم دیگر میهمان نشست ، « شکوفه‌های سنگی »، را  کاری غیرمتعارفی خواند و گفت : انرژی زیادی را صرف آن کردم، چون بخشی از فیلم حالت مستند و بخشی شکل داستانی داشت و البته من تصویر و نماهای زیادی داشتم نهایتا باید آن‌قدر انتخاب دقیق می‌شد تا بتوانم به مفهوم فیلم وفادار بمانم و به نظرات و نگاه آقای حمیدنژاد برسم.

در پایان نشست علی رویین‌تن، مجری طرح فیلم گفت: اگر سینما را به یک انسان تشبیه کنند، آرمان او فیلمنامه می‌شود، کارگردان مغز و فیلمبردار چشم اوست، صدابردار گوش و تولید قلب این انسان است که باید به همه اعضای بدن خون برساند. این خون‌رسانی باید درست و به‌موقع باشد. مجری طرح خوب باید اشراف بر معنا داشته و توانایی کمک‌رسانی به همه بخش‌ها را نیز داشته باشد. درست است که دست‌اندرکاران فیلم اولین تجربه حضور در یک فیلم سینمایی را سپری کرده‌اند ولی شبیه جواهراتی بودند که غبار گرفته‌‌اند. حمیدنژاد غبارها را پس زد.

او گفت: این فیلم تنها فیلمی در ایران است که در 3 فصل و با مشقات فراوان به ثمر نشست. وی در ادامه از سعید ملکان گریمور و جلال ساعدپناه دستیار کارگردان تشکر کرد.

رویین‌تن در پایان گفت: فیلم ما در سه فصل تولید شده است و تنها فصل گرما را کم دارد. جای خالی این فصل نیز با حضور تماشاگران پر می‌شود.

ویژه نامه بیست و سومین جشنواره بین المللی فیلم فجر





برچسب‌ها: ویژه, نامه, بیست, سومین, جشنواره
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 8:49  توسط هما  | 

به دلیل رفتار صمیمانه با مردان؛ مصاحبه یک خانم مجری با مردان ممنوع شد!


یکی از مجریان زن برنامه های صدا و سیما، از گفت و گو با مردان منع شد. این مجری دیگر اجازه ندارد در برنامه های خود با مهمانان مرد گفت و گو کند و فقط می تواند با زنان گفت و گو داشته باشد. در سال های اخیر رفتارهای صمیمانه برخی مجریان زن با مهمانان مرد، در شبکه های رادیویی و تلویزیونی به شدت حساسیت برانگیز شده و در آخرین نمونه آن، «حسین مظفر» رییس شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما، نسبت به رفتارهای مجری زن برنامه «جوان ایرانی سلام» با انتشار نامه ای خطاب به رییس سازمان صدا و سیما به شدت انتقاد کرد. در آخرین نمونه هم یکی از مجریان کم سن و سال زن که در شبکه های مختلف تلویزیونی برنامه زنده اجرا می کند، از گفت و گو با مهمانان مرد منع شده است! این مجری زن که در کنار کار اجرا، به ترانه سرایی هم اشتغال دارد، در یکی از برنامه های خود با مهمان مرد به شدت صمیمی شده بود اما درست در همان زمان، یکی از مسوولان سیما در حال تماشای برنامه وی بود و این فرد مسوول، با دیدن این رفتار صمیمی برآشفته شده و برای جلوگیری از حواشی احتمالی، ضمن تماس با مسوولان برنامه به آنها اعلام می کند که این خانم مجری دیگر حق گفت و گو کردن با مهمانان مرد را ندارد. طبق اطلاعات رسیده، این مجری زن هم به دلیل نداشتن جایگاه شغلی در خارج از سازمان صدا و سیما تسلیم این ابلاغ شده و در برنامه خود که جمعه ها پخش می شود، صرفا با مهمانان زن گفت و گو می کند.



برچسب‌ها: به, دلیل, رفتار, صمیمانه, مردان؛
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 5:41  توسط هما  | 

پوشاندن شیار دندان ها

پوشاندن شیار دندان ها

پوشاندن شیار دندان با فیشور سیلنت
آیا در حال حاضر که در اکثر مدارس کشور از دهان شویه های فلوراید برای دانش آموزان استفاده می شود، نیاز به استفاده از فلوراید در مطب هست یا خیر؟
این سوال بسیاری از والدین دانش آموزان است. بسیاری از پدران و مادران تصور می کنند که فرزند آن ها که در مدرسه از فلوراید استفاده می کنند نیاز به فلوراید تراپی در مطب ندارد.
در حالی که همان طور که قبلاً هم اشاره کردیم زمانی بیش ترین خواص فلوراید به دست می آید که به چند صورت فلوراید به طور هم زمان استفاده شود.
بنابراین استفاده از دهان شویه های فلوراید چه در مدرسه و چه در خانه، ربطی به فلورایدتراپی در مطب دندان پزشکی ندارد و هر دو در کنار هم بیش ترین فایده را خواهند رساند.
آیا راه پیش گیری دیگری غیر از فلوراید در مقابل پوسیدگی وجود دارد؟
بله. غیر از استفاده از مواد مختلف حاوی فلوراید در خانه و در مطب، یکی دیگر از راه های پیش گیری از پوسیدگی، گذاشتن موادی به نام فیشور سیلنت یا شیار پوش بر روی دندان ها توسط دندان پزشک می باشد.
پوشاندن شیار دندان با فیشور سیلنتاین مواد چه هستند و چه کاری برای دندان انجام می دهند؟
همان طور که از اسمشان پیداست مواد شیار پوش، شیارهای موجود روی سطوح جونده دندان های آسیا را می پوشاند. این شیارها به دلیل این که بسیار باریک هستند و موهای مسواک به عمق آن ها نفوذ نمی کند محل خوبی برای تجمع مواد غذایی و میکروب های پوسیدگی زا بوده و لذا بسیار مستعد پوسیدگی هستند. شیار پوش ها با پر کردن و پوشاندن این شیارها از نفوذ میکروب ها و مواد غذایی و تجمع آن ها جلوگیری کرده و به این ترتیب از ایجاد پوسیدگی در سطوح جونده دندان ها جلوگیری می کند.
آیا می توان روی همه دندان ها این مواد را به کار برد؟
خیر. شیار پوش ها فقط روی سطوح جونده دندان های آسیا گذاشته می شوند، البته باید این دندان ها سالم باشند و شیارهای عمیقی داشته باشند و دارای هیچ پوسیدگی نباشند.
این مواد خوشبختانه هم رنگ دندان بوده یا در رنگ های زیبایی مثل صورتی یا سفید در بازار موجود هستند و لذا بر ظاهر دندان هیچ اثر بدی ندارند.
از آنجا که برای انجام این کار (گذاشتن شیار پوش) نیاز به تراش دندان و تزریق ماده بی حسی نیست، لذا این کار به راحتی در کودکان و نوجوانان قابل اجرا می باشد.
توصیه شما به والدین محترم در مورد استفاده از فلوراید چیست؟
با توجه به بحث های فوق می بینیم که ارزش پیشگیری چقدر بالا است. مطالعات به عمل آمده نشان داده اند هزینه ی روش های پیش گیری، یک دهم هزینه ی درمان است.
با توجه به این مساله، ما از والدین محترم خواهشمندیم با انجام موازین بهداشت دهان و دندان برای فرزندانشان و نیز انجام روش های پیشگیری از پوسیدگی های دندانی، دهانی سالم و دندان هایی عاری از پوسیدگی را به کودکان خود هدیه دهند.
دکتر طاهره معصوم- متخصص دندان پزشکی کودکان و نوجوانان
استادیار بخش آموزشی کودکان دانشکده دندان پزشکی همدان

*مطالب مرتبط :

فلوراید؛ شمشیر دو لبه
فلوراید؛استحکام دهنده ی ی دندان 
مواد غذایی موثر در پوسیدگی دندان و جلوگیری از آن 
شناخت علل پوسیدگی دندان 


پوشاندن شیار دندان ها





برچسب‌ها: پوشاندن, شیار, دندان, ها
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 4:46  توسط هما  | 

شاتل ها چگونه کار می کنند؟(1)

شاتل ها چگونه کار مي کنند؟(1)

برنامه شاتل هاي فضايي در تاريخ 26 ساله خود موفقيت ها و نزول هايي به خود ديده است. اين ناوگان فضانوردان زيادي را به ماموريت هاي مختلف برده است که اين به دستاوردهاي علمي فراواني انجاميده، با اينکه اين هزينه هاي فراواني داشته است. در سال 1986 چلنجر(challenger) در حين شروع ماموريت منفجر شد. در سال 2003 نيز کلمبيا (Columbia) بر افراز تگزاس از بين رفت. از زمان اتفاقي که براي کلمبيا افتاد، شاتل ها دچار تغييراتي براي افزايش امنيت خود شده اند.
شاتلدر اين مقاله به بررسي تکنولوژي پروازي NASA در شاتل ها پرداخته و تغييراتي که براي امنيت آن ايجاد شده را از نظر مي گذرانيم.
ابتدا بياييد قسمت هاي يک شاتل براي انجام يک عمليات معمولي را ببينيم:
• 2 بوستر راکت جامد(SRB) - براي شروع پرواز
• محفظه سوخت خارجي (ET)- حامل سوخت براي شروع پرواز
• مدار گرد(orbiter)- حمل کننده فضانوردان و وسايل
يک نمونه عمليات شامل قسمت هاي زير است:
رسيدن به مدار
   • برخاستن
   • صعود
   • مانور گردشي
 بازگشت
   • گردش
   • باز ورود
  • فرود آمدن
يک عمليات معمولي هفت تا هشت روز به طول مي انجامد ولي مي تواند تا 14 روز ادامه يابد که اين بستگي به اهداف عمليات دارد.
اکنون به مراحل عمليات نگاهي مي اندازيم:

پرتاب شاتل فضايي

براي پرتاب شاتل 2.5 ميليون کيلوگرمي به مدار 643 کيلومتري بالاي زمين، از مولفه هاي زير استفاده مي شود:
• دو راکت تقويت کننده سوخت جامد
• سه موتور اصلي
• تانکر سوخت خارجي
• سيستم مانور گردشي

راکت هاي تقويت کننده سوخت جامد(SRB)

SRBها راکت هاي سوخت جامدي هستند که بيشترين سهم(71 درصد) را در توليد نيروي مورد نياز براي بلند شدن شاتل فضايي از سکوي پرتاب دارند. به علاوه، SRB ها تمام وزن گرداننده شاتل و تانکر سوخت روي سکوي پرتاب را پشتيباني مي کنند.
هر SRB قسمت هاي زير را دارد:
• موتور جامد راکت: محفظه، محرک، گيرانه، نازل
• محرک جامد: سوخت، اکسيد کننده، کاتاليست، بايندر، قسمت بهبود دهنده
• ساختار مفصلي
• رزين سنتزي بين مفاصل
• ادوات پروازي
• سيستم هاي ريکاوري
• مواد منفجره
• سيستم هاي کنترل پروازي
• مکانيزم خود تخريبي براي آزمايش
بدليل اينکه SRB ها موتورهاي سوخت جامد هستند بعد از آتش گرفتن ديگر نمي توان آنها را خاموش کرد به همين دليل آخرين مولفه اي هستند که آتش مي گيرند.
راکت هاي تقويت کننده سوخت جامد

موتورهاي اصلي

گردنده داراي 3 موتور اصلي مي باشد که درانتهاي بدنه قرار دارد. هر موتور 4.3 متر طول، 2.3 متر قطر و 3039 کيلوگرم وزن دارد.
موتورهاي اصلي 29 درصد نيروي بلند شدن از سکو را توليد مي کنند. موتورها هيدروژن و اکسيژن مايع مي سوزانند که در تانکر خارجي سوخت ذخيره مي شوند. آنها هيدروژن و اکسيژن مايع را از تانکر خارجي با سرعت حيرت آوري دريافت مي کنند، سرعتي معادل تخليه يک استخر پر در 10 ثانيه ! سوخت در يک پيش محفظه به صورت جزئي مي سوزد تا فشار زيادي توليد کند و گازهاي داغ توربو پمپ (پمپ هاي سوخت) را به حرکت درآورند. سپس سوخت در درون محفظه اشتعال اصلي سوخته و بخار آب نازل را با نيرويي در حدود 6000 مگاپاسکال آزاد مي شود. هر موتور در حدود 1668083 تا 2090664 نيوتن نيرو توليد مي کند.
موتور اصلي شاتل

تانکر خارجي سوخت
شاتل به همراه مخزن سوخت و راکتهاي تقويتي

همانطور که در بالا اشاره شد، سوخت لازم موتورها در تانکر خارجي قرار دارد. تانکر خارجي 48 متر طول و 8.4 متر قطر دارد. زماني که خالي است وزني معادل 35455 کيلوگرم دارد و حدود 2 ميليون ليتر سوخت حمل مي کند.
تانکر خارجي از آلومينيوم و مواد مرکب آلومينيومي ساخته شده است که دو تانکر جداگانه داخلي دارد، تانکر بالايي مخصوص اکسيژن و تانکر پاييني مخصوص هيدروژن است که فضايي بين آنها وجود دارد. هر تانکر داراي بافل هايي است که حرکت سوخت در درون را تعديل مي کند. سوخت از هر تانکر توسط يک لوله به قطر 43 سانتيمتر به بيرون از تانکر و به سمت موتورهاي اصلي شاتل جاري مي شود. از ميان اين خطوط، اکسيژن مي تواند با حداکثر سرعتي حدود 17600 گالن بر دقيقه و هيدروژن مي تواند با حداکثر سرعتي حدود 47400 گالن بر دقيقه عبور کند. روي تانکر سوخت بوسيله لايه اي مخصوص پوشيده مي شود. اين ايزوله کننده سوخت را خنک نگه داشته و از گرمايي که مخزن بر اثر فرسايش حين حرکت با هوا دارد حفاظت مي کند. وقتي کلمبيا در سال 2003 پرتاب شد، قطعات فوم ايزوله کننده تانکر را شکست و بال چپ گرداننده را معيوب کرد که اين باعث از بين رفتن آن شد.
مخزن سوختادامه دارد...
تهيه کننده محسن مرادي
 
 
 

 

شاتل ها چگونه کار می کنند؟(1)





برچسب‌ها: شاتل, ها, کار, می, کنند
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 1:55  توسط هما  |